1-2-2سیاست‌ها17
1-3اهمیت و ضرورت18
1-4روش پژوهش23
1-5محدودیت های پژوهش24
1-6مفروضات پژوهش24
1-7تعریف متغیرها25
1-7-1مدرسه هوشمند25
1-7-2مدل سازی معادلات ساختاری25
1-7-3 متغیر پنهان و متغیر قابل مشاهده25
1-7-4 طراحی یک مدل معادلات ساختاری26
1-8 الگوی مفهومی26
1-8-1 محیط یاد دهی–یادگیری مبتنی بر محتوای چند رسانه ای27
1-8-2 زیرساخت توسعه یافته ی فناوری اطلاعات27
1-8-3 مدیریت مدرسه توسط سیستم های یکپارچه ی رایانه ای28
1-8-4 برخوردای از معالمان آموزش دیده در حوزه فناوری اطلاعات28
1-8-5 ارتباط یکپاچه ی رایانه ای با مدارس دیگر28
1-9 اهداف پژوهش28
2 فصل دوم : مروری بر ادبیات تحقیق30
2-1 مقدمه31
2-2 تعریف مدرسه هوشمند33
2-3 اسناد پشتیبان35
2-3-1 سند چشم انداز20 ساله نظام جمهوری اسلامی ایران35
2-3-2 برنامه پنجم توسعه35
2-3-3 سند توسعه فاوای وزارت آموزش و پرورش35
2-3-4 سند راهبردی نظام جامع فناوری اطلاعات کشور35
2-3-5 نقشه جامع علمی کشور36
2-4 شکل گیری آموزش الکترونیک36
2-5 هوشمندسازی مدارس در جهان38
2-6 هوشمندسازی مدارس در ایران39
2-7 تأثیر انگیزش بر فرآیند یاگیری و پیشرفت تحصیلی40
2-7-1 اهمیت انگیزش41
2-7-2 تاریخچه انگیزش42
2-7-3 تأثیرانگیزش در یادگیری و پیشرفت تحصیلی43
2-8 تقابل انگیزش پیشرفت و مدارس هوشمند44
2-9 جمع بندی و نتیجه گیری46
3 فصل سوم : روش شناسی تحقیق 47
3-1 روش انجام پژوهش48
3-1-1 روش تحقیق48
3-1-2 جامعه آماری48
3-1-3 نمونه و روش های نمونه گیری48
3-1-4 شناسایی متغیرها50
3-1-5 ابزار جمع آوری داده ها52

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

3-1-6 روایی و پایایی ابزار سنجش55
3-1-7 فرضیه های آماری56
3-2 روش های آماری57
3-2-1 متغیر پنهان و متغیر قابل مشاهده58
3-2-2 بار عاملی59
4 فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها60
4-1 مقدمه61
4-2 سیمای آزمودنی(آمار توصیفی):61
4-3 جنسیت61
4-4 سابقه کار62
4-5 سطح تحصیلات63
4-6 آمار استنباطی65
4-6-1 بررسی فرضیات مدل65
4-6-2 اعتبار مدل65
4-6-3 فرضیات پژوهش66
5 فصل پنجم : نتایج و یافته های پژوهش69
5-1 مرور کلی تحقیق70

فهرست اشکال
شکل ‏21 : سیاست‌های حاکم بر مدرسه هوشمند18
شکل ‏22: چار چوب مفهومی پژوهش22
شکل ‏23 : روش اجرای پژوهش24
شکل ‏24: نمایش یک مدل معادلات ساختاری .26
شکل ‏25 : مدل مفهومی مدرسه هوشمند27
شکل ‏21 : آمار مدارس هوشمند براساس اظهار ادارات کل استان‌ها- تیرماه 9040
شکل ‏31 : خوشه ها برای انجام نمونه گیری خوشه بندی49
شکل ‏32 : نمایش مدل مفهومی پژوهش57
شکل ‏41 : نمایش مدل با ضریب های استاندارد مربوط به هر پارامتر65

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

باسمه تعالی
چکیده ی پایان نامه
این چکیده به منظور چاپ و در پژوهش نامه دانشگاه تهیه شده است
عنوان پایان نامه : بررسی رابطه بین هوشمند سازی مدارس با انگیزش پیشرفت دانش آموزان
تهیه کننده : شهره دلشاد
رشته تحصیلی : مدیریت دولتی
استاد راهنما:
استاد مشاور:
تاریخ نگارش : تابستان1393
فناوری ارتباطات و اطلاعات ، بیش از هر چیز یک دیدگاه است که نگرش مدیران را به منصه قضاوت بگذارد. بنابراین باید در جهت تغییر نگاه سنتی به آموزش، قبل از اجرای هر طرحی، اقدام کرد. و این تغییر نگرش درهمه کشورها ، وجه مشترک توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات است . به کار گیری گسترده فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرآیند آموزش، همزمان با تحول در رویکرد های آموزشی در جهان، زمینه شکل گیری مدارس هوشمند را فراهم آورده است. برای آن که همه گروه های اجتماعی قادر باشند به طور موثر در چنین جامعه ای مشارکت داشته باشند، باید یادگیری پیوسته، خلاقیت، نوآوری و نیز مشارکت فعال و سازنده را بیاموزند. اما همیشه محدودیت های موجود باعث می شود که اهداف به درستی اجرا نشوند و منجر به شکست شوند. به دلیل مشکالاتی که در اجرای طرح مدارس هوشمند وجود دارد استفاده از یک روش مناسب آماری که همه جانبه نگر باشد نسبت به سایر عوامل در شناسایی عواملی که بیشترین تاثیر را دارند می تواند مناسب باشد. به دلیل ویژگی خوب روش معادلات ساختاری از این روش در این پژوهش استفاده شده است. همچنین مهمترین بحث دیگر که باید توجه ویژه ای به آن شود عامل انگیزش است که باید شناسایی عوامل آن را به عنوان یکی از اولیت های کاری هر نظام آموزشی در دانش آموزان خود باشد
واژگان کلیدی : مدارس هوشمند، انگیزش پیشرفت، معادلات ساختاری،

فصل اول : کلیات و طرح تحقیق
فصل اول
کلیات و طرح تحقیق

1-1 مقدمه
امروزه مهمترین دغدغه‌ی نظام آموزشی و پرورشی یک کشور، ایجاد بستری مناسب جهت رشد و تعالی سرمایه‌های فکری در جامعه‌ی اطلاعاتی و دانایی ‌محور می‌باشد. برای آنکه همه‌ی گروه‌های اجتماعی قادر باشند بطور مؤثّر در چنین جامعه‌ای مشارکت داشته باشند، باید یادگیری پیوسته، خلاقیت، نوآوری و نیز مشارکت فعال و سازنده‌‌ی اجتماعی را بیاموزند. تحقّق این امر مستلزم تعریف مجدد و نوینی از نقش و کارکرد مدارس به عنوان اصلی‌ترین نهادهای آموزشی در جامعه می‌باشد. نظام آموزشی کشور به مدرسه‌ا‌ی نیاز دارد که با بهره‌گیری از فناوری‌ اطلاعات و ارتباطات امکان یادگیری پیوسته را فراهم نموده و فرصت‌های نوینی را در اختیار افراد برای تجربه‌ی زندگی در جامعه‌ی اطلاعاتی قرار ‌دهد، به گونه‌ای که این فناوری‌ نه به عنوان ابزار، بلکه در قالب زیرساختِ توانمند‌ساز برای تعلیم و آموزش حرفه‌ای محسوب ‌‌شود. (پیش نویس راهبردی مدارس هوشمند،1384).
بکارگیری گسترده‌ی فناوری‌ اطلاعات و ارتباطات در فرایند آموزش و پرورش، همزمان با تحوّل در رویکردهای آموزشی درجهان، زمینه‌‌ی شکل‌گیری مدارس هوشمند را فراهم آورده است. این مدارس از جمله نیازمندی‌های کلیدی جوامع دانش‌بنیان می‌باشند و رویکردهای توسعه‌ی مهارت‌های دانشی و کارآفرینی دانش‌آموزان را دنبال می‌نمایند. در این مدارس‌، فرایندهای یاددهی – یادگیری تقویت شده و محیط تعاملی یکپارچه برای ارتقای مهارت‌های کلیدی دانش‌آموزان با تکیه بر فعالیت‌های گروهی، در عصر دانایی محور فراهم می‌شود(حج فروش، اورنکی ،1382).
ازآنجاکه درحال حاضرمعلم محوری پایه آموزش و پرورش درکشور می‌باشد، به روزکردن مدارس، استفاده ازفناوری‌های روز، برخورداری ازخلاقیت‌های نوین درآموزش وپرورش ونیز اهمیت دادن به توانایی‌های دانش‌آموزان، لازمه این تحوّل می‌باشد(عطاران،1382).
واژه‌ی مدارس هوشمند چندی است در ادبیات آموزش و پرورش ما وارد شده است و فعالیت‌های ارزشمندی نیز وَلو بصورت پراکنده در این حوزه انجام شده است. وزارت آموزش و پرورش با الهام از آموزه‌های دینی و مقتصیات زمانی و به منظور تحقّق اهداف سند چشم انداز ایران در سال 1404 و دستیابی به اهداف عالیه نظام تعلیم و تربیت و گسترش عدالت آموزشی، اقدام به تعریف ساختار، جایگاه، ساماندهی، شرایط و ضوابط توسعه‌ی مدارس هوشمند بر اساس معیارهای علمی، بین المللی و شرایط بومی در سطح کشور نموده است. از این رو برای نیل به این هدف، نیاز به همّتی مضاعف داشته که ازجمله عوامل اصلی آن می توان به تغییرنگرش درشیوه‌ی آموزش و مدیریت مراکز آموزشی و پرورشی و نیز تأمین زیرساخت مورد نیاز اشاره نمود. (پیش نویس راهبردی مدارس هوشمند،1384).
هوشمند‌سازی مدارس یک اقدام مدبّرانه در راستای سند چشم انداز نظام، تحول بنیادین آموزش و پرورش و سند توسعه فاوای آموزش و پرورش و ضرورتی انکار ناپذیر با هدف اجرای پیشرفته‌ترین روش‌های مدیریتی و آموزشی و نگاه علمی و فناورانه به وضعیت کنونی نظام آموزشی و پرورشی کشوراست که اعمال تغییرساختار و معماری اجرایی درآن‌ها باعث افزایش بهره‌وری و مدیریت زمان برای مدیران، کارکنان، معلمان، دانش‌آموزان و همچنین اولیای دانش‌آموزان خواهد بود(زمانی و همکاران،1389).
هوشمند سازی مدارس کشور تحول تدریجی معماری مدرسه (شامل ساختار، فرهنگ، نقش‌ها و …) و حرکت به سمت تعالی و یادگیری سازمانی (ایجاد یک سازمان یادگیرنده) می‌باشد که با پرورش نیروی انسانی متفکّر، خلّاق، پژوهنده و منتقد در تشکیل جامعه‌ی دانایی‌محور در نظام ملی نوآوری آموزشی به منظور تحوّل در شیوه‌های یاددهی – یادگیری مشارکت دارد و با فراهم ‌نمودن تسهیلات مناسب برای ترویج دانش و فناوری در سطح جامعه و رویکرد نظام آموزشی از حافظه‌گرایی به پژوهش‌محوری و از معلم‌محوری به دانش‌آموز محوری، محیطی پویا و جذّاب برای شکوفایی استعدادها و بروز خلاقیت‌های فردی و جمعی دانش‌‌آموزان، ایجاد می نماید. همچنین امکانات فناوری‌های نوین (از جمله فناوری اطلاعات و ارتباطات) برای ارتقای کیفیت آموزشی و دسترسی به فرصت‌های آموزش و یادگیری برای همه و ارتقای سطح علمی و مهارت‌های معلمین، والدین و افراد جامعه را فراهم می‌کند. (محمودی و همکاران،1386).
در مدارس هوشمند کامپیوتر در نحوه تدریس و ارزشیابی تأثیر می‌گذارد و برنامه‌های درسی را تا حدودی تغییر می‌دهد. ولی در عین حال کارکردهای اجتماعی مدارس بر جای خود باقی می‌ماند چون در روابط اجتماعی به دانش‌آموزان یاری می‌رساند. در این مدارس دانش‌آموزان می‌توانند با منابع علمی جهان و معلمان و بچه‌های مدارس دیگر ارتباط برقرار کنند(منصوری ،1387).ورود به این عرصه به نوع جدیدی از آموزش نیاز دارد که با آموزش سنتی کنونی بخصوص آنچه هم اکنون در مدارس ایران در جریان است همخوانی ندارد. مدتی است برخی کشورهای جهان به تاسیس مدارس الکترونیکى یا آنچه در کشور ما مصطلح شده مدارس هوشمند دست زده اند. الگوى اولیه این مدارس از کشور انگلیس گرفته شده است و کشور مالزی یکی از پیشتازان ایجاد این مدارس به شمار می‌رود. با این رویکرد کشور ما هم از سال 1383 طرحی را بصورت پایلوت در چهار مدرسه اجرا کرده است. دانشگاهها هم به نوع دیگری از آموزش تحت عنوان آموزش مجازی متمایل شده‌اند. (پیش نویس راهبردی مدارس هوشمند،1384).

انگیزش از جمله مباحثی است که قرن ها توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است و دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که ارزیابی انگیزش انسان بسیار پیچیده است را برخی از دانش آموزان علاقه زیادی به درس، مدرسه و تحصیل دارند و برخی علاقمند به این امور نیستند بررسی چگونگی و چرایی این انگیزه مورد سؤال و بحث بسیاری ازاولیاء، معلمان ومربیان است(رضوان و همکاران،1392).از آنجایی که تدارک محیط های مناسب برای دانش آموزان باعث افزایش انگیزش یادگیری آنان می شود از این رو معلمان باید زمان زیادی را جهت آموختن شیوه های آماده سازی محیط مناسب برای دانش آموزان صرف کنند،زیرا این عمل بسیار پیچیده است معلمانی که با تغییر پی در پی روش های تربیتی خود سعی در ایجاد تقویت و پیشبرد انگیزش تحصیلی هستند توصیه می شود که این عمل را بتدریج انجام دهند زیرا ایجاد تغییرات پی درپی حالتی از شوک در افراد ایجاد می کند(منصوری ،1387).
در مدارس هوشمند رایانه در نحوه تدریس و ارزشیابی تاثیر می‌گذارد و برنامه‌های درسی را تا حدودی تغییر می‌دهد ولی در عین حال کارکردهای اجتماعی مدارس بر جای خود باقی می‌ماند چون در روابط اجتماعی به دانش‌آموزان یاری می‌رساند. در این مدارس دانش‌آموزان می‌آموزند انبوهی از اطلاعات را پردازش کنند و از این اطلاعات در جهت یادگیری بیشتر استفاده کنند(میراسماعیلی،1386). دانش‌آموزان حتی می‌توانند با منابع علمی جهان و معلمان و بچه‌های مدارس دیگر ارتباط برقرار کنند. در مدارس هوشمند معلمان می‌توانند به جای اینکه تلاش کنند خودشان پاسخی براى پرسشهای دانش‌آموزان پیدا کنند، از آنها بخواهند پاسخ پرسش‌هایشان را در رایانه پیدا کنند و براى بقیه بازگو کنند(صالحی، کاشانی،1386). البته مدارس هوشمند این کارایى را نیز دارند که به دانش‌آموزان نشان دهند چه اطلاعاتی در وب موثق است تا کودکان و نوجوانان ضمن دریافت اطلاعات درست تحت تاثیر تبلیغات سوء اینترنت هم قرار نگیرند. در نهایت به کارگیری رایانه به معلمان خوش فکر کمک می‌کند به دوره آموزش براساس کتاب محوری و سخنرانی تک‌‌گویانه معلم در کلاس خاتمه دهند و سیستم آموزشى را به شکل سیستم مشارکتی، مبتنی بر آموزش توانایى‌هاى پژوهش، جمع‌بندى، تحلیل و نتیجه‌گیری دانش‌آموزان تبدیل کنند که این موارد باعث ایجاد انگیزش بیشتر برای پیشرفت دانش آموزان می شود(رستگار خالد،1389).

1-2 طرح موضوع
فرآیندهایی که رفتار را نیرومند و هدایت می کند از نیروهای درون فرد و محیط ناشی می شوند. انگیزه نیز فرآیندی درونی است که رفتار را نیرومند و هدایت می کند، بنابراین انگیزه اصطلاحی کلی برای مشخص کردن زمینه مشترک بین نیازها، شناخت ها وهیجان ها است. انگیزش تحت تاثیر 4عامل موقعیت، مزاج، هدف وابزار است. در مورد دانشجویان، انگیزه پیشرفت تحصیلی از اهمیت خاصی برخوردار است. با این انگیزه افراد تحرک لازم را برای به پایان رساندن موفقت آمیز تحصیل، رسیدن به هدف یا دستیابی به درجه معینی از شایستگی در کار خود را دنبال می کنند، تا بالاخره بتوانند موفقیت لازم را در امر یادگیری و تحصیل را کسب نمایند. انگیزه نتایج حاصل از فعالیت دانش آموز بر میزان انگیزه وی تاثیر می گذارد و این اثر سبب می شود که یادگیرنده برای رسیدن به هدف بیشتر تلاش کند (چسمن،2010).همچنین پژوهش های انجام شده حاکی از آن است که موفقیت تحصیلی از تعامل بین متغیرهای موقعیتی مانند برنامه، روش های آموزشی ، شرایط عاطفی و فیزیکی محیط تحصیلی، نگرش نسبت به مسائل آموزشی و انگیزه پیشرفت فراگیران تاثیر می پذیرد. ترکیب دو دسته از انگیزه های پیشرفت یعنی انگیزه دورنی و انگیزه بیرونی، رفتار و فعالیت های تحصیلی دانش آموزان را جهت می دهد(لی و همکاران،2010).
آموزش رایج در مدارس کشور، یک آموزش سنتی و یا به عبارت دیگر آموزش فقط شنیداری می باشد. حداکثر اقدام تصویری در خصوص موضوعات مورد آموزش، نصب بعضی از پوسترهای رنگی بر روی تخته سیاه کلاس می باشد در روش دیداری شنیداری سعی می شود آموزش به کمک فیلم، انیمیشن، نماهنگ و … ارائه گردد در این روش ماندگاری مطالب قریب 20 سال می باشد در حالی که ماندگاری مطلب در روش شنیداری حداکثر 6 ماه است. در ضمن در روش دیداری – شنیداری مطالب علمی در محیطی جذابتر و در مدت زمان کمتر قابل انتقال است. در مدارس معمولی طرح درس معلم شامل مجموعه ایی از دستورالعمل ها- برنامه های درسی- سوالات تمرینات اضافه- امتحانات کلاس و .. اما در مدارس چند رسانه ایی علاوه بر این موارد معلم از مواد آموزش چند رسانه ای شامل فیلم- عکس- صدا – اسلاید و … استفاده می کند تا کیفیت و ماندگاری آموزش را ارتقا بخشد. این قدم اول در راه حرکت به سمت مدارس هوشمند است (پیش نویس راهبردی مدارس هوشمند،1384).
درقرون گذشته از اواخر دهه پنجاه میلادی تحولی در جهان آغاز شدکه بعداً آن را موج سوم نام نهادند موجی که در پی آن برخی از کشورها به دنبال ایجاد ساختارهایی در جهت همراهی نظام آموزشی یا جامعه شتابنده و تحولات فزاینده آن بوده اند و به فکر بازکاوی- بازسازی – تغییرات و تحول اساسی در نظام های آموزشی خویش افتادند .از آن زمان تا کنون فناوری اطلاعات به عنوان راهبرد هدایت گراین موج پیشگام پیوسته ابداعات نوینی را برای بشر به ارمغان آورده است(منصوری ،1387).
بالاترین میزان موفقیت در امر استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در یادگیری زمانی حاصل می شود که از سردرگمی و بهت زدگی در مورد فناوری اطلاعات و ارتباطات خارج شویم و ذهن و احساس خود را برشگفتی های یادگیری متمرکز کنیم(میراسماعیلی،1386).
فناوری یا ارائه مجموعه متنوعی شیوه های آموزشی و یادگیری دانش آموز را برای کسب آگاهی در زمینه مورد علاقه شان تشویق می کند و یادگیری معنی دار را میسر می سازد(صالحی، کاشانی،1386). فناوری ارتباطات و اطلاعات ، بیش از هر چیز یک دیدگاه است که نگرش مدیران را به منصه قضاوت بگذارد. بنابراین باید در جهت تغییر نگاه سنتی به آموزش، قبل از اجرای هر طرحی، اقدام کرد. و این تغییر نگرش درهمه کشورها ، وجه مشترک توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات است . به کار گیری گسترده فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرآیند آموزش، همزمان با تحول در رویکرد های آموزشی در جهان، زمینه شکل گیری مدارس هوشمند را فراهم آورده است. این مدارس از جمله نیازمندی های کلید ی جوامع دانش محور است و رویکردهای توسعه مهارت های دانشی و کارآفرینی دانش آموزان را دنبال می نماید (زمانی و همکاران،1389).امروزه مهم ترین دغدغه نظام آموزشی و پرورش یک کشور، ایجاد بستری مناسب جهت رشد و تعالی سرمایه های فکری در جامعه اطلاعاتی و دانایی محور است. برای آن که همه گروه های اجتماعی قادر باشند به طور موثر در چنین جامعه ای مشارکت داشته باشند، باید یادگیری پیوسته، خلاقیت، نوآوری و نیز مشارکت فعال و سازنده را بیاموزند) شفیع پورمطلق،یارمحمدیان،1390). تحقق این امر مستلزم تعریف مجدد و نوینی از نقش و کارکرد مدرسه به عنوان اصلی ترین نهاد آموزشی در جامعه است. مدارس هوشمند رویکرد جدید آموزشی است که با تلفیق فناوری اطلاعات و برنامه های درسی، تغییرات اساسی در فرآیند یاددهی و یادگیری را به دنبال خواهد داشت(شریفی و همکاران،1391).
حال باید دید که مدارس هوشمند چه مدارسی هستند و چه تعریفی برای آنها وجود دارد.مدرسه هوشمند مدرسه ای فیزیکی است و کنترل ومدیریت آن، مبتنی بر فناوری رایانه و شبکه انجام می گیرد و محتوای اکثر دروس آن الکترونیکی و سیستم ارزش یابی و نظارت آن هوشمند است که جهت ایجاد محیط یاددهی-یادگیری و بهبود نظام مدیریتی مدرسه و تربیت دانش آموزان پژوهنده طراحی شده است. در این مدارس، فرآیند یاددهی-یادگیری تقویت شده و محیط تعاملی یکپارچه برای ارتقای مهارت های کلیدی دانش آموزان در عصر دانایی محور فراهم می شود(رضوان و همکاران،1392). الگوی اولیه این مدارس از کشور انگلیس در سال1996 گرفته شده است و کشور مالزی یکی از پیش تازان ایجاد این مدارس به شمار می رود. با این رویکرد، کشور ما هم از سال 1383 طرحی را به صورت آزمایشی در چهار مدرسه اجرا کرده است(نوحی و همکاران،1391).
مدل مفهومی مدرسه هوشمند: این مدل از پنج عنصر اصلی تشکیل شده است:
محیط یاددهی و یادگیری مبتنی برمحتوای چندرسانه ای
زیر ساخت توسعه یافته فناوری اطلاعات
مدیریت مدرسه توسط سیستم یکپارچه رایانه ای
برخورد از معلمان آموزش دیده در حوزه فناوری اطلاعات
ارتباط یکپارچه رایانه ای با مدارس دیگر
درحقیقت مدارس برای تبدیل به یک مدرسه کاملا هوشمند باید بتوانند کلیه عناصر ذکر شده را تامین کنند. هدف از این گونه مدارس عبارت از: رشد همه جانبه دانش آموزان(ذهنی، جسمی ، عاطفی و روانی)، ارتقاء توانایی ها و قابلیت های فردی، تربیت نیروی انسانی متفکر و آشنا به فن آوری، افزایش ارتقاء و مشارکت مردمی است(شریفی و همکاران،1391).
فرهنگ جامعه ودیدگاه جامعه نسبت به فناوری اطلاعات می تواند یکی از مسائل تأثیرگذار و مهم درتوسعه مدارس هوشمند به شمار رود با توجه به اینکه درک روشنی از کارکردهای فناوری اطلاعات درآموزش و نحوه تأثیر آن در افزایش سطح علمی دانش آموزان وجود ندارد. نمی توان انتظار داشت تا پشتیبانی مناسبی از مفهوم مدرسه هوشمند از سوی جامعه صورت گیرد. دسترسی به اینترنت و آشنایی با فضای پیشرفت های نوین در حوزه فناوری از جمله مسائلی است که می تواند بستر مناسبی برای رشد و توسعه مفهوم مدرسه هوشمند در جامعه فراهم کند. هرچه که مردم و جامعه با کاربردهای فناوری اطلاعات در زندگی و بالاخص در آموزش آشنا باشند می توان امیدوار بودکه استقبال بیشتری نیز از مدارس هوشمند صورت گیرد و مردم بتوانند اهمیت توسعه مدارس هوشمند را درک کرده و برای توسعه این مدارس کمک نموده ودر سرمایه گذاری – دولت و مدیران مدارس شریک شوند. سطح مواد دیجیتالی و دسترسی مردم به فناوری روز ماننداینترنت می تواند در استقبال ایشان از مدارس هوشمند تأثیرگذار باشد(میراسماعیلی،1386). پرسش اساسی که معلمان و والدین خواستار پاسخگویی به آن از جانب پژوهشگران و متخصصان تعلیم و تربیت می باشند این است که چگونه می توان انگیزش دانش آموزان را برانگیخت سؤالی که حداقل می توان ادعا کرد که در ایران مهارت زیادی برای پاسخ گویی به آنها وجود ندارد. باورهاو تصورات دانش آموزان نسبت به اهمیت و جایگاه یادگیری ، شناخت و آگاهی از توانمندی و مهارت خود در انجام تکالیف و فعالیت های مربوط به تحصیل و مدرسه و احساسات و واکنش های عاطفی نسبت به این گونه فعالیتها می توانند به علاقه مندی دانش آموز به یادگیری و تحصیل کمک کند (آیتی،رستمی،1388).

1-2-1 مشکلات اجرای طرح
نا هماهنگی برنامه های آموزشی برای شرکت دانش آموزان در کنکور و امتحانات نهایی
حاکم نبودن روحیه تحقیق و پژوهش و ارزش گذاری به تولید دانش در سیستم آموزشی ما به دلیل متمرکز بودن ساختار آموزشی ، مطالب درسی به صورت یکسال و هماهنگ ارائه می شود به همین دلیل توجه به محفوظات و تسلط بر کتاب ملاک ارزشیابی دانش آموزان محسوب می شود.
با توجه به این که خلاقیت و نو آوری و ابتکار جایگاه چندانی در سیستم ما ندارد اجرای این گونه طرح ها نیز با مشکل مواجه می شود
1. ضعف شدید دانش آموزان در به کار بردن زبان انگلیسی
علیرغم این که آموزش زبان انگلیسی در برنامه درسی دوره راهنمایی و دبیرستان وجود دارد ولی متاسفانه دانش آموزان از تسلط لازم برای استفاده از منابع انگلیسی برخوردار نیستند و با وجود صرف هزینه ای زیاد آموزش زبان به هیچ وجه کاربردی نیست ، لذا دانش آموزان غالبا توانایی استفاده از سایتهای فارسیرا دارند و از دستیابی به منابع علمی خارجی بی بهره می مانند
2. بالا بودن تعداد دانش آموزان در کلاس
3. زیاد بودن حجم کار دبیران در هفته و کمبود وقت آزاد برای آماده کردن منابع لازم و ارائه تدریس الکترونیکی
4. کمبود وقت در کلاسها به علت حجیم بودن مطالب کتاب های درسی
5. انتظارات مختلف اولیاء ازمعلمین ، به خصوص توقع آماده کردن دانش آموزان برای شرکت در کنکور
علیرغم مشکلات موجود و برخی نگرانی هایی که ممکن است بی مورد هم نباشد ، ولی ضرورت توجه به اینگونه طرح ها و به تدریج عمومی کردن برای همه دانش آموزان امری اجتناب ناپذیر است . (زمانی و همکاران،1389).
1-2-2 سیاست‌ها
سیاست‌های حاکم بر مدرسه هوشمند شامل سیاست‌های قانونگذاری و مقرّرات مدرسه هوشمند و همچنین عملکرد مؤثّر آن‌‌هاست تا فرآیند عملیات که به شکل زیراست، با موفقیت انجام گیرد. به منظور عملیاتی کردن طرح هوشمند‌سازی مدارس سیاست‌های خاصی را باید اعمال نمود که در برگیرنده اهداف و آرمان‌های مدرسه هوشمند و سیاست‌ها و مقررات آموزشی موجود باشند. علاوه بر این برای اطمینان از اجرای موفقیت‌آمیز طرح، تغییر در سیاست‌ها و مقررات موجود برای انطباق آن با مدارس هوشمند و سازماندهی سیاست‌ها و مقررات جدید در جهت بالا بردن میزان موفقیت مدارس هوشمند ضروری است(پیش نویس راهبردی مدارس هوشمند،1384). در عملیاتی کردن این سیاست‌ها، هریک از حیطه‌های طرح مدرسه هوشمندکه شامل «فرایند یاددهی– یادگیری»، « مدیریت»، «مردم، مهارت‌ها و مسئولیت‌ها» و «فناوری» مورد بحث قرار می‌گیرند(شکل ‏21).
سیاست‌های حاکم بر مدرسه هوشمند
فرایند یاددهی ویادگیری: یاددهی و یادگیری، ارزشیابی، انتخاب وتصویب مواد یاددهی- یادگیری.
مدیریت: امور مدیریتی مدرسه، امور دانش‌آموزی، منابع آموزشی، منابع خارجی، امورمالی، تجهیزات، منابع انسانی، امنیت و فناوری.
مردم، مهارت‌ها و مسئولیت‌ها: معلمان، کارکنان اداری، کارمندان فنی، پرسنل سیستم آموزشی، پشتیبان عملیات مدرسه هوشمند، والدین و جامعه

1-3 اهمیت و ضرورت
ظهور پدیده های نو و اختراعات در هر عصری تمامی جوانب زندگی انسان ها (اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی) را تحت تاثیر خود قرار داده است. در عصر حاضر نیز با ظهور و توسعه ی فناوری اطلاعات و ارتباطات1 تحولات جهان با محوریت اطلاعات با شتابی فزاینده در حال گسترش است. پدیده ی نو ظهور اینترنت اند زمانی پس از ظهور،کلیه ی عرصه های فعالیت آموزشی در بسیاری از کشورها را فرا گرفته است. این پدیده با داشتن انبوه اطلاعات و امکان توزیع سریع آن با شتابی فزاینده وارد نظام های تعلیم و تربیت شده و روش های آموزشی را متحول نموده و همچنین روش های جدید را با توجه به خاصیت های غنی بودن از نظر اطلاعات به نظام های آموزشی معرفی کرده است. در این رابطه مدارس هوشمند را می توان به عنوان یکی از نمادهای حضور فناوری در عرصه ی آموزش در نظر گرفت. (( مدارس هوشمند به آن گروه از واحد های آموزشی اطلاق می شود که با استفاده از یادگیری الکترونیکی و به صورت حضوری و با حفظ فضای فیزیکی مدرسه،معلم، دانش آموز و با برخورداری از نظام آموزشی هوشمند و با رویکرد تلفیقی و جامع نسبت به ارائه خدمات آموزشی و پرورشی به دانش آموزان تلاش می کند)) (شریفی و همکاران،1391).
سالیوان و فراست2 (2005) نیز معتقد هستند کارکرد مدارس هوشمند دقیقآ متناسب با تحولات علمی و فناوری روز دنیا است. آماده ساختن کودکان و نوجونان برای مواجه با مسائل حال و آینده و پاسخگویی به نیازهای آتی جامعه مستلزم ایجاد، توسعه و تجهیز مدارس هوشمند است . درسند راهبردی مدارس هوشمند با اشاره به گسترش ارتباطات الکترونیکی در جهان معاصر نظام هایی چون مدارس هوشمند را تنها نقطه ی آغازین آموزش الکترونیکی در نظر گرفته ودر مزایای آن و امکان یادگیری در طول حیات انسان ها توجه کرده است. یادگیری که از پایه های پیش از دبستان شروع شده تا پایه ی 12 دانشگاه و آموزش در دوران بازنشستگی ادامه دارد(بوند و همکاران،2007).
با این وجود موضوع تاثیرات استفاده از فناوری ارتباطات و اطلاعات در عرصه ی آموزش یکی از مباحث چالش برانگیز است. از یک سو فناوری ارتباطات و اطلاعات با افزایش سرعت وانعطاف پذیری زمانی و مکانی فرصت های بسیاری را برای گسترش و انتشار علم فراهم کرده است و از طرفی دیگر با کاهش تعاملات و ارتباطات رو در ور نگرانی هایی را در جهت کاهش مناسبات انسانی ایجاد کرده است. این مساله باعث شده که در سال های گذشته همزمان با گسترش ورود فناوری های اطلاعات و ارتباطات به عرصه ی تعلیم و تربیت پژوهش در خصوص تاثیرات و پیامدهای آن نیز روز به روز گسترش یابد. ادغام ICT در آموزش و پرورش از روش های متعددی بر سیستم های آموزشی اثر می گذارد و به نحوی حتی زندگی خصوصی تمام بازیگران صحنه ی آموزش را با توجه به میزان درگیری آنها در تکنولوژی های جدید تحت تاثیر قرار می دهد (اونگ و همکاران،2010).
ارستاد3(2009) در بررسی 10 رساله در کاربرد ICT در مدارس نروژ به مساله ی پیچیدگی ابعاد تاثیر این نوآوری پی برده است. وی با بررسی پژوهش های که در این زمینه انجام شده نتیجه می گیرد که در سال های گذشته تمایل بر این بوده است که مطالعات مربوط به تاثیر ICT شاخص های متعددی را در این خصوص نظر بگیرند. وی در این زمینه به پژوهش های انگسترون،انگسترون و سانتیور و تامسون اشاره می کند و بر این عقیده است که برای فهم بهتر تاثیر ICT بر مدارس نیاز داریم که آن را در ابعاد مختلف بررسی نماییم. زیرا به گفته ی وی هنوز سوال های بی جوابی در خصوص تاثیر ICT در کوتاه مدت و بلند مدت بر یادگیری وجود دارد (ارستاد،2009،ص15).
در ابتدا بیشتر بررسی های مرتبط با ورود فناوری های ارتباطات و اطلاعات در مدارس بر عملکرد یادگیری دانش آموزان تمرکز می کرد. در این رابطه کاواناف، گلین، کرمری، هس و بلومیر4(2004) در فرا تحلیل 116 پژوهش در خصوص تاثیرات دوره های مختلف آموزش های با استفاده از فناوری ارتباطات و اطلاعات که در سال های 1999تا 2004 انجام شده اند. به این نتیجه رسیده اند که این دوره ها در مقایسه با دوره های سنتی از نظر پیش رفت تحصیلی و یادگیری می توانند همان نتایج را داشته باشند. ولی در حال حاضر توجه به سایر کارکرد های مدارس در این خصوص مورد توجه قرار گرفته است. اسمیت5(2008) در پژوهش های خود با عنوان تاثیر ICT بر مدارس از دیدگاه دانش اموزان و معلمان در فنلاند، سه فاکتور را در این رابطه مورد بررسی قرار داده است که شامل کسب صلاحیت های علمی، محیط کلاس و مدرسه، و فعالیت های معلمان می باشد. نتایج پژوهش های وی نشان می دهد که دانش اموزان انگیزه ی خوبی برای استفاده از تکنولوژی دارند. در این پژوهش مدرسه به عنوان محیطی با ابعاد علمی، اجتماعی و روانی در نظر گرفته شده است. در این خصوص کمیسیون اروپایی پژوهش وابسته به سازمان توسعه و همکاری های اقتصادی و اروپا6 یکی از اولویت های خود را تعیین شاخص ها، معیارها و بنچ مارک های مر تبط با تاثیر ICT بر آموزش و پروش قرار داده و در این رابطه کتابی را نیز منتشر کرده است.
همچنین در خصوص پیامدهای مدارس هوشمند در ابعاد مختلف نیز پژوهش گران دیدگاه های متفاوتی دارند. به عنوان مثال چن7(2002) با بیان اینکه مدرسه ی هوشمند مکانی است که درآن از فناوری دیجیتال برای آموزش و تدریس استفاده می شود (چن،2002). افزایش موفقیت تحصیلی و انگیزه ی یادگیری دانش آموزان را از جمله مهم ترین دستاوردهای این مداری در نظر می گیرد. در حالی که سالیوان و فراست8 (2005) عنوان می کند که مدارس هوشمند از فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش باعث کاهش وابستگی دانش آموزان به مدرسه و کاهش تعاملات دانش اموزان با همدیگر می شوند(سالیوان وفراست،2005)، بلدریان9 (2006) با توجه به مطالعه ی بررسی های انجام شده بیان می دارد که استفاده از تکنولوژی های جدید بر خلاف تصور عمومی باعث افزایش تعاملات و روابط افراد با یکدیگر احساس جامعه بودن و وابستگی به مدرسه در میان آنان و در مجموع باعث افزایش احساس تعلق آنان به مدرسه می شود(بلدریان،2006).
با توجه به چالش های موجود در خصوص تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر آموزش و پرورش مساله ی اصلی پژوهش حاضر بررسی تاثیر استفاده از فناوری ارتباطات و اطلاعات در مدارس هوشمند بر کارکردهای مدرسه در ارتباط با دانش آموزان است و از آنجا که در پژوهش های مختلف در خصوص تاثیر فناوری های جدید در ایران بیشتر بر برون دادهای آموزشی توجه شده است ولی بررسی کارکرد مدارس در ارتباط با دانش آموزان نمی توانند فقط به برون دادهای آکادمیک، که بیشتر با نمرات میانگین سنجیده می شوند، محدود شود و باید ابعاد دیگر نیز مورد توجه قرار گیرد لذا در این پژوهش ابعاد روانی و اجتماعی نیز در کنار ابعاد آکادمیک مورد توجه قرار گرفته است. به همین منظور پیش رفت تحصیلی به عنوان مهم ترین متغیر آموزشی و آکادمیک مورد بررسی قرارر گرفته است . انگیزه ی پیشرفت به عنوان نماد کارکرد روانی تحصیلی در نظر گرفته شده است(رضوان و همکاران،1392).
با در نظر گرفتن این نکته که مهترین دغدغه و نگرانی صاحب نظران در مورد استفاده از فناوری های جدید در آموزش ،کاهش سطح و کیفیت تعاملات انسانی می باشد، در زمینه ی بعد اجتماعی نیز تعلق به مدرسه به عنوان نماد پیوستگی و تعامل دانش آموز با مدرسه انتخاب شده است. تعاریف متعددی درباره احساس تعلق به مدرسه عنوان شده است. جامع ترین تعریف مبتنی بر دیدگاه زیست بوم شناسانه با مبتنی بر بعد اجتماعی است. در این رویکرد احساس تعلق به صورت عمومی عبارت است از توصیف کیفیت ارتباطات در سطح جامعه و به صورت اختصاصی تحساس تعلق به مدرسه به عنوان دیدگاه افراد که باعث افزایش پیوند آنان با محیط مدرسه می شود تعریف می گردد(یاکوب،آزمن،2005).
چن (2002) مهمترین عناصر این تعلق را عبارت از ارتباط موثر افراد با اعضای جامعه مدرسه، میزان تعلق افراد به اهداف جمعی و شمول یا میزان دخالت اعضا در فعالیت های اجتماعی می دانند. در این رویکرد سعی شده است به مدرسه به عنوان بخشی از جامعه نگاه شود که برای بررسی آن می بایست آن را در بافت اجتماعی مورد بررسی قرار داد .در این پژوهش به منظور افزایش اعتبار یافته ها، همزمان در سه متغیر در مورد دانش آموزان در مدارس عادی نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
با درنظر گرفتن این امر چار چوب مفهومی پژوهش به شرح زیر صورت بندی شده است:

محدویت های موجود در ایجاد مدارس هوشمند و در عین حال برتری های که این مدارس نسبت به مدارس عادی دارند، برای ایجاد یک تعادل در این بده بستان نیاز است که عواملی که بیشترین تاثیر را دارند با استفاده از یک رویکرد علمی شناسایی شوند و این عوامل را در مدارس عادی ایجاد کرد.
از آن جایی که زیر ساخت مدارس هوشمند بر اساس فن آوری اطلاعات و ارتباط است مشکلات زیر هم برای استفاده از این فن آوری وجود دارد:
کمبود نیروی انسانی متخصص در اجرای نرم افزاری و سخت افزاری فناوری‏های آموزشی در مدارس
افزایش هزینه های آموزشی در کوتاه مدت
فقدان برنامه های راهبردی و اعمال سلیقه های فردی در بکارگیری فناوری‏های آموزشی (نگاه سخت افزاری به توسعه فناوری تهدیدی جدی است )
1-3-1 مشکلات مدارس هوشمند در ایران
همراه نبودن معلمان با فناوری‏های آموزشی (چون اغلب معلمان آمادگی کافی برای بهره مندی از فن‏آوری آموزشی نوین را ندارند که این عدم آمادگی به نوعی مقاومت در برابر تغییر و نوآوری تبدیل می شود.)

در دانشگاه های کشور، در زمینه تخصص‎‏های مرتبط با کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش بویژه تهیه محتوای آموزشی مناسب و نرم افزارهای لازم، فعالیت آموزشی قابل توجهی صورت نمی گیرد.
• ناکارآمدی شبکه و تجهیزات مخابراتی کشور در تامین ارتباط آسان، ارزان و مطمئن برای استفاده از فناوری آموزشی
• فقدان قوانین مناسب برای دفاع از حقوق مادی و معنوی پدید آورندگان نرم افزارهای آموزشی
• نامناسب بودن ساختار فیزیکی اکثر مدارس برای اجرای پروژه های فناوری آموزشی
• عدم تامین اعتبارات و منابع مالی برای توسعه فناوری‏های آموزشی در مدارس (بودجه کافی برای تجهیز مدارس و استقرار شبکه های داخلی، طراحی، تدوین و تولید محتوای برنامه ها و نرم افزارهای لازم می باشد.)
• عدم حمایت کافی از بخش خصوصی به عنوان سربازان اصلی توسعه فناوری آموزشی در کشور
• نبود فضای آزمایشگاهی مناسب و استاندارد با ایمنی کامل در مدارس.
• عدم تجهیز آزمایشگاه های مدارس از نظر مواد و ابزارهای آزمایشگاهی
• نبود متصدی مجرب و متخصص در زمینه ی انجام کارها و فعالیت های آزمایشگاهی در مدارس در هر یک از دروس علوم پایه
• در اختیار نبودن بودجه آزمایشگاهی زیر نظر مدیران شهرستان ، و خرید کیت های تکراری در هر سال بدون توجه به نیاز های واقعی مدارس
• عدم تجهیز آزمایشگاه به رایانه و شبکه اینترنت و نرم افزارهای آزمایشگاه مجازی
1-4 روش پژوهش
روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه ی آماری این پژوهش به دلیل توسعه ی بیشتر مدارس هوشمند در شهر تهران کلیه معلمان مدارس هوشمند شهر تهران بوده است. به دلیل استفاده از پرسشنامه ی محقق ساخته ابتدا تعدادی از متغیرها را با توجه به مقالات و تعدادی را با کمک خبره (مدیران مدارس هوشمند شهر تهران) را شناسایی کرده و با طراحی پرسشنامه به بررسی تاثیر هر یک از این متغیرها، برای شناسایی متغیرهایی که در مدارس هوشمند بیشترین تاثیر را در انگیزش پیشرفت دانش آموزان دارد.

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید